اگر شبی از شبهای زمستان مسافری…

آوریل 27, 2010

احمقهای چلم*

دسته‌بندی شده در: معرفی کتاب,سیاسی — spthebelljar @ 7:54 ب.ظ.
Tags:

«وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با رد برخورد گزینشی با روزنامه ها، نشریات و سایتها تاکید کرد : هر رسانه ای که تخلفی انجام دهد با او برخورد می شود . ما به کیهان هم تذکر دادیم…»ولی اعتماد ملی توقیف شد !

به کیهان تذکر دادیم …اعتماد توقیف شد !

به کیهان تذکر دادیم ….بهار توقیف شد !

به کیهان تذکر می دهیم …. شرق را توقیف می کنیم !

اصلا غصه نخورید دوباره به کیهان تذکر می دهیم و مردم سالاری را هم توقیف… ما هی به کیهان تذکر می دهیم ….

ببینید ما اصلا گزینشی عمل نمی کنیم . اینها شایعاتی است که وابستگان به غرب و شرق و جنوب و شمال و دشمنان فرضی برای بدنام کردن ساحت مقدس امام زمان درست کرده اند !

وی خاطر نشان کرد : «دولت از نقد استقبال می کند و در واقع دولت پذیرای نقد است و مشکلی با نقد ندارد، ولی اینکه مطلب تحریف شود و مطالب خلاف واقع منتشر شود درست نیست و از نظر قانونی خلاف است .» حرف از تحریف که به میان می آید ناخودآگاه اسم خبرگزاری فارس و روزنامه کیهان به ذهنم نمی آید !!!!

به قول یکی از دوستان اگر تمام مردم ایران هم از کیهان شکایت کنند باز هم توقیف نمی شود ، مهره مار داره لامصب!

در پایان رامین زیر لب زمزمه می کند : «حالا هر کی جرات داره انتقاد کنه تا ببینه چه کارش می کنیم ؟»

*احمق های چلم و تاریخ شان/ از آیزاک بشویتس سینگر

آوریل 20, 2010

یک نفر روی در و دیوار خونِ خاطره می پاشه

دسته‌بندی شده در: یادداشتهای شخصی — spthebelljar @ 9:06 ب.ظ.
Tags: ,

در ذهنمان چیزهایی می گذرد که گاهی معجزه  کلمات هم یاریت نمی کنند تا آن چه را که می خواهی بگویی را بگویی …بعد با شنیدن یک موسیقی فکر می کنی تمام آن چه را که می خواستی در این سالها بگویی ، تمام چیزهایی  که فکر می کردی که نمی توانی به زبان بیاوری ، گفته است . ولی فقط فکر می کنی و نه هیچ چیز دیگر … گمان می کنم  این ترانه (در ادامه )  همه حرفهای نگفته ام را فریاد می زند .

ژست بیخوابی و منگی واسه من نگیر دوباره

کسی که جلوت نشسته عصبی و لت و پاره

ادامه (+)

آوریل 18, 2010

میشه با خط کش شکسته ات نگیری فاصله ها رو ؟

دسته‌بندی شده در: سیاسی — spthebelljar @ 11:05 ق.ظ.
Tags: , , ,

نمادِ یک آدم لجباز ، یکدنده، کله شق، بی منطق و بهترین تعریفی که می توان گفت نمادِ جمهوری اسلامی محمود احمدی نژاد است . بلاهت این آدم سالهاست که برای مان ثابت شده است . با هر سخنرانیش شوکی به اجتماع وارد می کند و مردم را درگیرِ سفاهت خودش می کند .  طوری که با حرفهای غیر سیاسی و غیر فرهنگی اش و… مضحکه تمام دنیا  شده ایم .  یک روز با طرحِ حذف یارانه ها ، یک روز با شاخه بندی کردنش و روز دیگر با عنوان نوشتن نامه به اوباما در مورد تهدیدهای اخیرش* و این دفعه هم با عنوان کنترل جمعیت !

او در رسانه میلی اعلام کرد : «من با شعار 2 تا فرزند کافیست مخالفم » ، به نظر من  دلیل مخالفتش هم فقط یک واکنش لجبازانه با کسی است که قبلترها این طرح را پیش کشید و باعث شد بخش زیادی از مردم کشور با تبلیغات مثبتی  که در این راستا انجام شد ،از عواقب ناخوشایند فرزند زیاد آگاه شوند و بحران افزایش جمعیت و پیامدهای آن اندکی کاسته شود .  این را خوب می دانم که این دیکتاتور کوچولو برای رسیدن به اهدافش از هیچ کاری مضایقه نمی کند اصلا لازمه اینکه یک حکومت دیکتاتوری به انجام برسد و قدرتمند تر شود همین است که عامه مردم را درگیر مسائل حاشیه ای زندگی کنند تا فرصتی برای رسیدگی به مسائل اصلی زندگیشان نداشته باشند . او می گوید : » پدران ومادران ما 5تا 7 فرزند داشته اند . البته فقر در بخش های وسیعی از کشور بود اما حاصل کار آنها (منظور پدران و مادران ) نبود ، تحمیلی بود …از سال 59 به بعد جمعیت ایران 2 برابر شده است ،اما انصافا وضع مردم ما اکنون بهتر است یا آن زمان ؟ البته نمی گویم وضع ما مطلوب است اما وضع عمران ما اکنون بهتر است یا 30 سال پیش ؟ «

آقای رئیس جمهورِ تحمیلی من یکی از فرزندان همان پدران و مادرانی هستم که 5-7 فرزند داشته اند و می دانم زندگی در خانواده پر جمعیت چه قدر عذاب آور است . من و خواهران و برادران کوچکترم قربانی همان شعار کذایی ارتش 20 میلیونی هستیم … و حالا که بزرگ شدیم ، نمی دانیم با زندگی که در پیش رو داریم چه باید بکنیم ؟! با تحصیلاتی که هیچ دورنمای زیبایی ندارد و با اینهمه افتضاحاتی که نتیجه خدمت تو به کشورمان بوده با این وضعیت اقتصادی فرهنگی سیاسی که به وجود آوردی ،چگونه این زندگی به فاک رفته را ادامه دهیم؟!

اگر منطقی به این پیشنهادت نگاه کنی می بینی  ، به لحاظ جغرافیایی هم ایران شاید ( شاید که نه قطعا ) گنجایش 150 میلیون نفر را نداشته باشد چه برسد به تامین امکانات اجتماعی ، رفاهی ، اقتصادی و..بحث افزایش جمعیت و نرخ رشد جمعیت در کشورهایی مطرح می شود که با نرخ جمعیت منفی مواجه است و یا با وجودِ مثبت بودن نرخ رشد جمعیت توانِ اقتصادی ، اجتماعی و …کشور اقتضای افزایش جمعیت را دارد . نه کشور ما که اغلب مردم ش در سطح متوسطی قرار دارند و از پس همان یکی دو تا فرزندشان هم برنمی آیند .  قبول دارم » انسان جایز الخطاست « ولی این دیگه خطا نیست مستر!

بچه که بودیم همیشه وقتی از سر نادانی حرف بی مورد و احمقانه ای بر زبان می آوردیم ، بزرگترها و افراد با تجربه تر ما را نصیحت می کردند که قبل از اینکه حرفی را به  زبان بیاوری اول فکر کن و بعد بیان کن … پیشنهاد می کنم به تجربیات دیگران احترام بگذاری و قبل از اینکه حرفی به زبان بیاوری اول فکر کنی و بعد بیان.

با این روندی که داری پیش می روی به گمانم در آینده نه چندان دور جایزه نوبل «بزرگترین مردِ متوهمِ جهان « را هم دریافت کنی !

پ.ن.1 : *در متن خبر خبرگزاری ایسنا 2 بار تاریخ نامه رئیس جمهور  اسفند ماه سال گذشته عنوان شده بود اما در توضیحات مشایی تهدیدهای اخیر اوباما در مجاز بودن امریکا برای استفاده سلاح اتمی یکی از محورهای این نامه برشمرده شده است.این در حالی است که تهدیدهای اوباما هفته گذشته مطرح شده است نه اسفند ماه سال گذشته!!

پ.ن.2: عنوان از ترانه آخر الزمان شاهین نجفی است.

آوریل 12, 2010

موضوع : ده خط در مورد مضرات سیگار بنویسید .|

دسته‌بندی شده در: معرفی فیلم,پراکنده — spthebelljar @ 12:16 ب.ظ.
Tags: ,

۱.در عنوانهای نمادین تقویمی روزی را به عنوان روز مبارزه با مواد مخدر قرار داده اند که در این روز تمامی مسئولان مربوطه یادشان می آید که (اِ) معضلی به نام مواد مخدر هم در جامعه هست و ما از آن غافلیم ؟! و تمامی روزنامه نگاران برحسب وظیفه مقاله ای در اینباره می نویسند و گزارشگران رادیو وتلویزیون هم هی مضراتش را کما فی سابق تکرار می کنند وهی پشت سرهم گزارش تهیه می کنند و…و هر سال با دادن آمار وارقام و بیان اینکه سالانه اینقدر درصد به جمعیت معتادان سیگاری افزوده می شود، سروته قضیه را ماستمالی می کنند و بعد هم پرونده اش تا سال بعد همین موقع بسته می شود .حالا این آمار و ارقام چقدر صحیح است و چقدر افراد سیگاری را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث پشیمانی و ندامتشان می شود خود حدیثی مفصل است که فقط خدا می داند و سایر دست اندر کاران نزدیکتر به او!

۲.یکی از عناوین مقاله های روزنامه های صبح خراسان این بود : » 14 نوع سرطان هدیه سیگار به سیگاری ها » که بعد از خواندنش فقط وفقط یاد کورت ونه گاتِ عزیز افتادم که در کتاب مردِ بی وطنش گفته بود :

«می خواهم از شرکت دخانیات براون وویلیام سون ، تولیدکنندگان سیگار پال مال ، بابت یک میلیارد دلار ادعای خسارت کنم ! 12 سال بیشتر نداشتم که سیگار را  شروع کردم ، هیچ وقت هم غیر از پال مال بدونِ فیلتر سیگار دیگری را آتش به آتش دود نکرده ام سالهای سال است که این شرکت دخانیات براون ویلیام سون درست روی همین پاکت قول داده است که مرا بکشد . اما من 82 ساله ام واقعا دستتان درد نکند ، ای حقه بازهای پست با این قولتان.»

حالا هی شما بروید روی پاکتهای سیگار عکس دل و قلوه بکشید .ببینید از جمعیت سیگاری ها کم می شود یا نه ؟

پ.ن.1: کورت ونه گات در سن هشتاد و چهار سالگی در منزل شخصی خود درگذشت. علت مرگ وی صدمه مغزی ناشی از سقوط اعلام شد!

پ.ن.2: مضرات سیگار : پارسال در امتحان مقاله نویسی از ما خواسته بودند مضرات سیگار را بنویسیم و من برگه سفید را به استاد تحویل دادم و از این درس نمره قبولی نگرفتم . :دی

پ.ن۳:امروز روز جهانی مبارزه با مواد مخدر نیست.

آوریل 8, 2010

گُه گیجه مضاعف

دسته‌بندی شده در: پراکنده — spthebelljar @ 9:59 ق.ظ.
Tags:

امیدوارم امسال سالی باشد که وقتی دنبال یک مقاله خاص مثل » برابریِ حقوق زنان » و یا «تغییر تا برابری » و  یا موضوعات مشابه ، می گردی از بین 2000 تا سایتی که باز می کنی 1999/5 تاش فیلتر نباشه!

آوریل 4, 2010

ای خاطره ات پونز نوک تیز ته کفشم .

دسته‌بندی شده در: عکس، نقاشی ، طرح — spthebelljar @ 9:25 ق.ظ.
Tags: , , , ,

1. آثار به جا مانده از یک خانه قدیمی در کاشان :

2.تخت جمشید /شیراز

3. تخت جمشید /شیراز

4. کوچه های قدیمی یزد

5. یکی دیگه از کوچه های قدیمی یزد

6. بخش پایینی دخمه/یزد/

7. دخمه /یزد (در بالای کوه حفره بزرگی است که معروف به دخمه است و در قدیم زرتشتیان مردگان خود را در آن قرار می دادند.)

پ.ن.1 : یک وبلاگی هست به نام «سازمان حقیقت یاب ملل متحد « که درصدد مشهور کردن اینجانب است . :دی

پ.ن.2: عنوان از ترانه «گیسِ محسن نامجو» است که هیچ ربطی هم به هیچ چیزی ندارد .

پ.ن.3: اجبارا سایز عکسها رو کوچیک کردم …

آوریل 1, 2010

My baby shot me down

دسته‌بندی شده در: یادداشتهای شخصی — spthebelljar @ 3:57 ب.ظ.
Tags: ,

..مثل همیشه یکدفعه تصمیم گرفتیم که در ایام تعطیلات از این شهر نفرین شده خارج شویم . مسئله ای که امسال بیشتر درگیرمان کرد  نداشتن جا و مکان بود و این قضیه یک خورده باعث استرسمان شده بود .گر چه که عملا از این که قرار بود سورپرایز شویم کلی هیجان زده بودیم و همین که راه افتادیم تقریبا استرسمان از بین رفت !

(البته با این بی برنامه گیمان همه فهمیدند که داریم می رویم سفر !)

طبق نقشه قبلی قرار بود، شمال برویم ولی در یک چرخش 180 درجه ای تصمیم عوض شد و هدف اصفهان شد!

خب بلیط قطار نبود . اتوبوس هم فاجعه بود . با خودم گفتم هر چه آید خوش آید . با یکم لجاجت توانستم 5 تا بلیط قطار به مقصد کاشان بگیرم و داستان با کاشان شروع شد  و هدف اصلی (اصفهان) حذف شد و در نهایت سر از شیراز و یزد در آوردیم!

تقریبا 40 – 50 ساعت را در قطار و اتوبوسها گذراندیم که اغلب شبها بود و 2 شب هم اقامت داشتیم …

مسئله جالب این بود که مسافرخانه ها حاضر نبودند به 5 تا دختر مجرد اتاق کرایه بدهند و می گفتند  حتما یکیمان باید متاهل باشد و ما حتی اگر هم سرعت عملمان بالا می بود و «همتمان را مضاعف» می کردیم باز هم  در آن فرصت اندک نمی توانستیم از تجرد خارج شویم آن هم با این هزینه های «مضاعف» و تورم «مضاعف» تر!

صاحبخانه ها هم از پشت تلفن قبول می کردند که به ما اتاق بدهند ولی همین که چشمشان به ما می افتاد انگار «لولو» دیده باشند با مِن مِن بهانه می آوردند : » همین الان برادرم از ناکجا آباد زنگ زده و خواهرم از یالغوز آباد …قرار است بیاند و ما با عرض شرمندگی نمی توانیم به شما اتاق بدهیم ! «

ما هم توی دلمان فقط می گفتیم : » خر خودتان هستید . » و دست از» تلاش مضاعف» برنداشتیم تا بالاخره با سماجت تمام دو شب اقامت در یک واحد آپارتمانی گرفتیم که صاحبخانه محترم به صورت محسوس و نامحسوس ما را کنترل می کرد …

از آنجایی که سفرنامه هر کسی برای خود شخص جذاب است تا همینجا کافی است باقی هم می رود جزو خاطره های شخصیم!

برای من که اولین بار بود به این شهرها می رفتم خیلی هیجان انگیز بود . مخصوصا «یزد » و » کاشان » …بماند که کلا یکی از بهترین لذتهای زندگیم سفر است . مخصوصا با کسانی که یک جورایی به آنها ارادت دارم و سالهاست با تمام بد اخلاقی ها و بدعنقی هایم تحملم کرده اند .

پ.ن1: پارسال «لاله» هم با ما بود که امسال در اوین بود و شاید اگر او هم می بود جمعمان 6 نفر می شد …

پ.ن.2: ای کاش ای کاش ، مسئولان محترمی که دم از عِرقِ ملی و دفاع از سرزمین آبا و اجدادی می زنند ، اندکی به این آثار باستانی که در حالِ تخریب شدن هستند، بیشتر رسیدگی می کردند ، بیشتر که نه ، یک ذره ، کوچولو  توجه می کردند.

پ.ن.3:نفر  پنجم من هستم که پشت دوربینم !

پ.ن.4:از تمام دوستانی که در این سفر مستقیم و غیر مستقیم به من و دوستانم  لطف کردند سپاسگذارم.

آیات زمینی ، وحـْشــــىــــــىــــــی ، ایران سالِ صفر،opposite of harmony

مارس 20, 2010

فقط مرده ها اشتباه نمی کنند .

دسته‌بندی شده در: یادداشتهای شخصی — spthebelljar @ 9:11 ق.ظ.
Tags:

سالی که گذشت :

فروردین 88: زندگی یک مبارزه دائمی است ، برای یک زن ترقی کردن خیلی مشکل است ، من مجبورم با همه با خشونت رفتار کنم .

اردیبهشت 88: خب وقتی اسلحه روی دندونات بااشه فقط می تونی حروف مصوتو بگی !

خرداد 88: قرار است توی فکرم توی نوشته هایم توی وجودم انقلابی به پا کنم …قرار است از همه آنچه که هستم و آنچه که می خواهم، دست بکشم…قرار است حتی فکرم را عوض کنم….

تیر 88: ما یه عمره عادت کردیم برای چیزهایی که می خوایم و بهش نمی رسیم فاتحه بخونیم .

مرداد 88 : زن ایرانی –سنتی- تنها میراثی که اجداد ما برای ما گذاشته اند این تنهایی مزخرف و احمقانه است .

شهریور 88: خنداندن مردم غمگین کار آسانی نیست . آنها زمانی که به توانایی هایشان ، توانایی های فراموش شده شان پی می برند می خندند !

مهر 88 : پشت قدرت همواره ضعفی ضعیف شده پنهان است … اکثر سلاطین دوست ندارند از ضعف هایشان چیزی بگویند یا بوجود آنها اذعان کنند و همین عاملی برای نابودیشان است .

آبان 88: توانا بود هر که نادان تر است!

آذر 88 : هرگز با یک مردِ مرده سفر نکن.

دی 88 : چرا خودتو نمی کشی ؟

بهمن 88 : برای چندمین بار متوجه شدم که ما اصلا با خودمان هم صادق نیستیم . نقشهای فرعی اجتماعی از ما افراد ریاکاری ساخته است . اگر بخواهیم صادقانه با همه چیز روبرو شویم ،شاید اتفاقاتی نظیر اتفاقاتِ fight club  برایمان رخ دهد !

اسفند 88 : نه! نه در آسمانها نشانی از رافت وجود دارد ، نه در زندگی بالای سر و نه زیر پایِ ما و نه در دردرون من ….

پ.ن.1: روی دیوار با رنگ سبز نوشته شده بود: 89 سالِ صبر و استقامت است ، یکی دو ساعت بعد که رفتم دیدم با رنگ مشکی رویش را خط خطی کرده بودند …

مارس 17, 2010

سالِ بلوا

دسته‌بندی شده در: پراکنده — spthebelljar @ 10:59 ق.ظ.
Tags:

نگرانی  یک طرف  و این درد لعنتی که  تمام دیروز خانه نشینم کرده بود یک طرف …تا خودِ صبح باهاش  کلنجار رفتم . بالاخره دمدمای صبح مسکنها اثر کرد و خوابم برد . تقریبا ساعت یک بود . با اضطراب از خواب پریدم . باز هم خوابهای پریشان …چند دقیقه ای به سقف زل زدم و بعد با دستم اطرافِ تخت دنبال عینکم گشتم . «آخ لعنتی کجا افتادی باز ؟ » بالاخره پایین تخت پیدایش کردم . یک شیشه اش ترک خورده بود. داشتم به عینک شیشه شکسته نگاه می کردم و زیر لب غر غر » آخه چه وقت شکستنِ تو بود تو این اوضاع احوال ؟  »که اس ام اس عاطفه آمد …«لاله هم بازداشت شد سمیه !»

عینک توی دستم را نگاه می  کردم و سعی می کردم بغضم را کنترل کنم .

پ.ن.1:لاله حسن پور دوست خوبم دیروز با یورش ماموران به منزلشان بازداشت شد.متن خبر (+)

مارس 15, 2010

وقتی بالا بیاری تمومه!

دسته‌بندی شده در: معرفی فیلم,پراکنده — spthebelljar @ 5:08 ب.ظ.
Tags: , ,

1.وقتی  تیتر روزنامه ها می شود ازدواج موقت = فرهنگ سازی اسلامی! و دغدغه دلقکی به نام علی مطهری می شود «ازدواج موقت برای دختران و پسران » و در مجلس این طرح مزخرف و احمقانه را پیشنهاد می دهد و اصرار دارد که در تحکیم خانواده ها موثر است در حالی که با آن در تناقض است .( بماند که خودِ طرح تحکیم خانواده نیز پر از علامت سئوال است .)  و تمام این طرح های پیشنهادی که از طرف آقایان مطرح می شود ، مستقیم وغیر مستقیم  به ضرر زنان  و دختران است ؛حرف از عدالت و برابری ، مثل آب در هاون کوبیدن است …

2.»…فکر کردن درباره جنسیت خود مخرب است . زن بودن یا مرد بودن به صورت خالص و مطلق مخرب است؛باید زنانه_ مردانه یا مردانه_زنانه بود. کوچکترین تاکید بر هر ظلم و جوری برای زن مخرب است ؛ حتی نباید از روی انصاف و عدالت از آرمانی دفاع کند؛ یا به هر شکلی آگاهانه به عنوان زن سخن بگوید ….» 8مارس گذشت . روز جهانی زن ، می خواستم مطلبی بنویسم ولی به دلایلی از نوشتنش صرف نظر کردم .

به قول ویرجینیا وولف:

تاریخ مخالفت مردان با آزادی زنان احتمالا از خود داستان این آزادی جالب تر است!

3. ا.ن معتقد است هدف دولت دهم فرهنگ سازی نه فرهنگ ستیزی و  من وقتی با انبوهی از سایتهای فیلتر شده و روزنامه های توقیف شده، کتابهای مجوز نگرفته ،  مواجه می شوم ….

به این جمله بیشتر  ایمان می آورم:«هميشه آنقدر بزرگ دروغ بگو كه كسي به تو شك نكند».*

پ.ن.1:اتاقی از ان خود /ویرجینیا وولف/ترجمه صفورا نوربخش /نیلوفر

پ.ن.2:البته من یقین دارم که دروغگوی بزرگی است .

پ.ن.3:*يكي از معروف‌ترين جملات قصار فيلم «اگه مي‌توني منو بگير» است.

پ.ن.4: به مناسبت 8 مارس «بی ویرایش» هم فیلتر شد .

صفحه‌ی بعد »

پوسته: Rubric. وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.